محمد اشرف علوى عاملى
786
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
هرگاه دانستى اين را پس فعل حادث يا آن است كه موصوف نمىشود به امر زايد بر حدوثش - و آن مثل حركت / * الف / 173 / ساهى و نايم است كه [ من ] حيث لا يشعر واقع مىشود و در آن مدح و ذم نيست - يا موصوف مىشود به امرى ، و اين دو قسم است حسن مىباشد و قبيح مىباشد . پس حسين چيزى است كه متعلّق نباشد به فعلش مذمّتى و قبيح به خلاف اين است ؛ و حسن يا آن است كه نيست از براى آن وصف زايدى بر حسنش - و آن مباح است ، و رسم كرده شده مباح كه مدح در فعل و ترك آن نيست - يا امرى است كه وصف زايدى بر حسن آن هست ، و در اين صورت يا آن است كه مستحقّ مدح به فعلش هست و ذمّ به تركش - اين واجب است - يا مستحقّ مدح به فعلش هست و به تركش مذمّتى به متعلّق نيست - اين مندوب است - يا مستحق مدح است به تركش و تارك آن را ممدوح مىدانند و متعلّق نيست به فعلش مذمّتى ، اين مكروه است . پس منقسم شد حسن به احكام اربعه : واجب و مندوب و مباح و مكروه ، و با حرام اقسام حسنه و قبيحه به پنج عدد معدود مىشود . قال : : و هما عقليان للعلم بحسن الاجسام و قبح الظّلم من غير شرع . « 1 » يعنى استدلال نموده شده بر اين كه حسن و قبيح اشيا دو امر عقليست به چندين وجه :
--> ( 1 ) . كشف المراد / 303